سيد محمد كمره اى
357
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
من هم بيرون آمده به خانه كربلائى ميرزا محمد بنكدار به فاتحه دختر آقا سيد علاء الدين رفته ، آقايان علما و اعتدال عموما آنجا بودند . بعد از ختم بلند شده چون ناهار نبود سايرين هم رفتند . بعد به خانه محبوسين آمده عماد و سرتيپ را ديده گفتند نير السلطان اظهار داشته بود كه چند روزى تأمل نماييد چون من دو نفر سابق را به موجب تصديق طبيب خودم اقدام به مرخصى آنها نمودم حالا براى اينكه مبادا درزى پيدا نمايد اين دو نفر ديگر را خوب است از هيئت وزراء درخواست نماييم . و مرآت هم ديروز نوشته بود كه قاضى بيايد اينجا تا ترتيب مرخصى آقايان را فراهم بياوريم . بعد بلند شده نزديك ظهر بود بادمجان خريده به خانه آمده آش سماق با نان و پنير ناهار خورديم . بعد خوابيده چهار به غروب بلند شده توى حوض اندرونى رفته ، چايى صرف ، سه به غروب از خانه بيرون ، به منزل مرآت الممالك رفته در خصوص توصيه كه به صاحباختيار در موضوع آقاى دكتر حسن خان احياء السلطنه و در خصوص سردار جنگ كه باهم بنا بود صمصام السلطنه را ملاقات نمائيم كه محبوسين را مرخص نمايد جواب اين دو مطلب چه شده ؟ صاحباختيار را گفت فردا مىبينم و سردار جنگ گفت كه خودم صمصام را مىبينم . بعد صحبت معاون السلطنه را در حجره كاشانى و اينكه گفتند كه فلانى بىخود مىگفته و ما تصديق به حرف فلانى نداشتيم . بعد قدرى كاشانى و معاون السلطنه از شما تنقيد كردند و من به آنها تاختم . استدعاى سردار معظم از كميته مجازات براى تأمين خود در اين بين ارداقى آمده قدرى از اوضاع محبس و رفقاى مختلف و خبطهاى بدوى بعضى نقل نمود ، باعث حيرت شد و قضيه هشت ورقه مفصل كه سردار معظم تاريخچه خودش را نوشته و استدعاى تامين از كميته خواسته و سيصد تومان فرستاده و نصير السلطنه ارسال نموده بود . بعد سيصد تومان مسترد شد . مرآت گفت شنيدهام هشتصد تومان سردار معظم داده بود ، پانصد او را نصير السلطنه خورده سيصد تومان او را فرستاده بود . بعد كه سيصد تومان مسترد شده بود دويست تومان ديگر از سردار معظم گرفته بود كه هزار تومان مىشود .